به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ پول یکی از نخستین مفاهیم اقتصادی است که کودکان با آن مواجه میشوند؛ اما شیوه صحبت کردن والدین درباره پول، بیش از خود پول بر نگرش کودک نسبت به آن اثر میگذارد. برخی جملات به ظاهر ساده میتوانند سالها با کودک بمانند و رابطه او با پول، تلاش و ارزشهای انسانی را شکل دهند. در این گزارش، پنج جملهای را بررسی میکنیم که گفتن آنها به کودک میتواند پیامدهای ناخواستهای داشته باشد و در کنار هر مورد، جملههای جایگزین و راهکارهای عملی ارائه میدهیم.
۱. «پول خوب است» یا «پول بد است»
پول یک جسم بیجان است. نمیتوان آن را خوب یا بد نامید. پول، پول است. یک مبل هم یک مبل است؛ اما آیا شما آن را خوب یا بد خطاب میکنید؟ این درباره پول هم صدق میکند و آنچه خوب یا بد است، راهی است که شما از آن استفاده میکنید.
افزودنی:
وقتی پول را ذاتاً «خوب» یا «بد» معرفی میکنیم، در واقع به کودک میآموزیم که پول خودش دارای قدرت اخلاقی است، در حالی که این انسان است که به پول معنا میدهد. کودکی که میشنود «پول بد است»، ممکن است بعدها از ثروتمند شدن احساس گناه کند؛ و کودکی که میشنود «پول خوب است»، ممکن است آن را تنها معیار ارزشگذاری افراد بداند.
جمله جایگزین: «پول یک ابزار است. مهم این است که تو چطور از آن استفاده میکنی؛ میتوانی با آن به دیگران کمک کنی یا کارهای خوب انجام دهی.»
راهکار عملی: به جای برچسب زدن به پول، درباره انتخابها صحبت کنید. مثلاً هنگام خرید، بپرسید: «به نظرت این پول را میتوانیم برای چه کار بهتری استفاده کنیم؟»
۲. «پولهایت را فقط جمع کن»
یاد دادن به کودک برای اینکه پولش را جمع کند، کار سختی نیست. آنچه سخت است، آموزش برقراری تعادل میان خرج و ذخیره کردن آن است. اگر شما تمام پولتان را ذخیره کنید، لذت زندگی را از یاد خواهید برد. شما باید به کودکتان یاد دهید که پولش را ذخیره و به همان نسبت از خرج کردن آن لذت ببرد.
افزودنی:
پولاندوزی افراطی میتواند به شکلگیری شخصیتی منجر شود که از هر خرجی میترسد و از زندگی لذت نمیبرد. در مقابل، خرج بیحساب نیز آینده را به خطر میاندازد. آنچه کودک نیاز دارد، مهارت «بودجهبندی» است، نه فقط پسانداز.
جمله جایگزین: «بخشی از پولت را برای هدفهای بزرگ نگه دار، بخشی را برای چیزهایی که دوست داری خرج کن، و بخشی را هم برای کمک به دیگران کنار بگذار.»
راهکار عملی: سه قلک یا سه جعبه برای کودک در نظر بگیرید: یکی برای پسانداز، یکی برای خرج کردن و یکی برای بخشیدن. این تقسیمبندی به او میآموزد پول هم نگهداشتنی است، هم لذتبخش و هم بخشیدنی.
۳. «پول میتواند تو را به آرزوهایت برساند»
بله درست است، چیزهای زیادی را میتوان با پول خرید؛ اما چیزهای زیادی هم وجود دارند که با پول به دست نمیآیند، مانند وقار، احترام، عشق، شادی، دوست و عزت نفس.
افزودنی:
اگر کودک باور کند همه آرزوها با پول محقق میشوند، در بزرگسالی ممکن است برای رسیدن به خواستههایش تنها به مسیر مالی فکر کند و از تلاش، مهارتآموزی، روابط انسانی و رشد شخصیتی غافل بماند. پول میتواند در را باز کند، اما نمیتواند به تنهایی انسان را خوشبخت کند.
جمله جایگزین: «پول میتواند بعضی از خواستهها را فراهم کند، اما چیزهایی مثل دوستی، احترام و آرامش را باید با رفتار و تلاش خودت بسازی.»
راهکار عملی: از کودک بپرسید: «چه چیزهایی هست که با پول نمیشود خرید؟» و فهرست او را با هم کامل کنید. این گفتگو به او کمک میکند ارزشهای غیرمادی را درونی کند.
۴. «قدرت دست ثروتمندان است»
این مورد نیازی به آموزش ندارد؛ کودکتان با کمی دقت در اطرافش آن را درک خواهد کرد. آیا شما برای خرید چیزی از همسرتان پول یا اجازه میگیرید؟ همین باعث میشود که او فکر کند هر کسی پول بیشتری دارد، قدرتمندتر است. سعی کنید به کودکتان نشان دهید که هیچ فردی در خانواده به خاطر پول، قدرت و کنترل بیشتری ندارد.
افزودنی:
اگر کودک ببیند پدر یا مادر به خاطر درآمد بیشتر، تصمیمگیرنده اصلی خانواده است، این پیام را میگیرد که پول برابر با قدرت است. این باور در بزرگسالی میتواند به رابطههای ناسالم، رقابتهای مالی و احساس کهتری در او منجر شود.
جمله جایگزین: «در خانواده ما همه نظر میدهند و تصمیمهای مهم با مشورت گرفته میشود، نه فقط با پول.»
راهکار عملی: در تصمیمهای خانوادگی — حتی خریدهای کوچک — نظر کودک را بپرسید و نشان دهید که ارزش نظر او به پول وابسته نیست. همچنین درباره تقسیم مسئولیتها به جای تقسیم قدرت صحبت کنید.
۵. «راههای زیادی برای مدیریت مالی وجود دارد»
یکی از بهترین چیزها در مورد پول این است که راههای بسیاری برای افزایش آن وجود دارد. راههای زیادی برای کار کردن، پول در آوردن، ذخیره کردن... و شما با توجه به شخصیت و تواناییهایتان میتوانید آن را مدیریت کنید. شما باید راههای گوناگون را به او نشان دهید تا خود بتواند بهترین راه را انتخاب کند.
افزودنی:
این جمله در ظاهر مثبت است، اما اگر بدون توضیح گفته شود، میتواند کودک را سردرگم کند. کودک نیاز دارد بداند که هر راهی برای هر کسی مناسب نیست و انتخاب مسیر مالی باید بر اساس تواناییها، ارزشها و شرایط او باشد، نه تقلید کورکورانه از دیگران.
جمله جایگزین: «راههای مختلفی برای مدیریت پول وجود دارد. بیا با هم نگاه کنیم کدام راه با تواناییها و هدفهای تو بیشتر جور در میآید.»
راهکار عملی: برای کودک موقعیتهای واقعی بسازید؛ مثلاً فروش لیموناد، ساخت کاردستی برای فروش، یا پسانداز برای یک اسباببازی خاص. او با تجربه کردن، به جای حفظ کردن توصیهها، مهارت مالی واقعی میآموزد.
تنها قانونی که هر کسی باید درباره پول بداند این است که برای پولدار شدن باید از آنچه در میآوریم، کمتر خرج کنیم. اما آنچه کودک بیش از این قانون به آن نیاز دارد، نگرش سالم، متعادل و اخلاقی نسبت به پول است. جملههایی که والدین به زبان میآورند، سنگبنای این نگرش هستند. اگر این پنج جمله را با گفتگو، مثال و تجربه جایگزین کنیم، کودک نه از پول میترسد، نه آن را میپرستد؛ بلکه یاد میگیرد از آن به عنوان ابزاری برای ساختن زندگی بهتر استفاده کند.